Sentry یا Datadog؛ ردگیری خطا و دید کامل زیرساخت یک خرید نیستند

|نویسنده: تیم تحریریه QUASA|6 دقیقه مطالعه
Sentry یا Datadog؛ ردگیری خطا و دید کامل زیرساخت یک خرید نیستند

اگر کار اصلی تیم پیدا کردن خطای برنامه، تشخیص انتشار مسئله‌دار و رساندن مشکل به تغییر کد است، Sentry معمولاً نقطهٔ شروع مناسب‌تری است. اگر هشدار به بررسی سرویس‌های پشتی، لاگ‌ها و میزبان‌ها کشیده می‌شود، Datadog دامنهٔ مناسب‌تری دارد. مقایسهٔ Better Stack نیز این تفاوت را میان چرخهٔ رفع خطای برنامه و مشاهده‌پذیری سراسر پشته می‌گذارد؛ Better Stack خود فروشندهٔ ابزار مشاهده‌پذیری است.

برای انتخاب، باید مسیر رسیدن از هشدار به علت را در کنار واحد صورتحساب گذاشت. هر دو سرویس می‌توانند خطا و رهگیری درخواست را نشان دهند، اما دیدن خطای مرتبط با یک انتشار با پیوند دادن همان نشانه به وضعیت میزبان و لاگ عملیاتی، پوشش یکسانی نمی‌خواهد. هزینهٔ پوشش موردنیاز نیز با یک قیمت ورودی روشن نمی‌شود.

مرز پوشش از کجا می‌گذرد؟

Sentry بررسی را پیرامون «مسئله» در برنامه شکل می‌دهد: رخدادهای مشابه کنار هم قرار می‌گیرند و رد پشته، انتشار، رهگیری و دادهٔ نشست می‌توانند زمینهٔ رفع خطا را بسازند. این چیدمان برای توسعه‌دهنده‌ای مفید است که پس از هشدار می‌خواهد محل شکست را به کد و رفتار کاربر وصل کند. ارزش آن به داده‌ای وابسته است که برنامه ثبت و ارسال می‌کند؛ نبود اطلاعات انتشار یا رهگیری، همان پیوند موردنیاز برای تشخیص علت را قطع می‌کند.

Datadog از مسیر گسترده‌تری به حادثه نگاه می‌کند. خطای برنامه می‌تواند در کنار درخواست، سرویس، لاگ و دادهٔ زیرساخت بررسی شود؛ بنابراین وقتی نشانه در مرورگر و علت در وابستگی پشتی یا منابع میزبان است، زمینهٔ عملیاتی بیشتری در دسترس قرار می‌گیرد. این تفاوت، حکم برتری مطلق نیست: Datadog هم خطاهای مشابه را گروه‌بندی می‌کند و Sentry هم می‌تواند درخواست را میان بخش‌های برنامه رهگیری کند.

فرانت‌اند: خطا به کدام انتشار و رفتار کاربر مربوط است؟

برای تیم فرانت‌اند، هشدار زمانی مفید است که به مسئله‌ای قابل‌رفع تبدیل شود. رد پشته محل بروز استثنا را نشان می‌دهد؛ اطلاعات انتشار کمک می‌کند معلوم شود خطا پس از کدام تغییر دیده شده است؛ و بازپخش نشست می‌تواند رفتار پیش از خطا را روشن کند. در این سناریو، تعداد رخدادها به‌تنهایی اولویت را تعیین نمی‌کند: گسترهٔ کاربران درگیر و بازگشت یک مسئله پس از رفع آن هم در تصمیم توسعه‌دهنده اثر دارد.

شرح Sentry از جزئیات مسئله به نمایش بازپخش نشست، وضعیت انتشار و جای خطا در رهگیری درخواست می‌پردازد. کنار هم بودن این داده‌ها رفت‌وآمد لازم برای فهم یک خطای وابسته به کد را کمتر می‌کند، به شرط آنکه ثبت انتشار و داده‌های برنامه درست تنظیم شده باشد. اگر منشأ نشانه به‌جای کد مرورگر، کندی یک وابستگی پشتی باشد، همین رهگیری باید بررسی را از فرانت‌اند فراتر ببرد.

فرض کنید پس از انتشار نسخهٔ تازه، دکمهٔ ثبت سفارش برای بخشی از کاربران کار نمی‌کند. اگر پرسش تیم این است که کدام خطای JavaScript با آن انتشار و آن رفتار همراه بوده، سازمان‌دهی مسئله‌محور Sentry به کار نزدیک است. اگر دکمه در انتظار پاسخ API می‌ماند، تشخیص علت به دادهٔ بخش پشتی نیز وابسته می‌شود؛ بازپخش نشست در این حالت نشانه را نشان می‌دهد، اما به‌تنهایی علت کندی را مشخص نمی‌کند.

بک‌اند چندسرویسی: کدام حلقه نخست شکست؟

در یک درخواست چندسرویسی، استثنایی که در انتهای مسیر ثبت می‌شود ممکن است پیامد خرابی در حلقه‌ای پیش‌تر باشد. در یک مثال فرضی، سرویس سفارش خطای پرداخت را به کاربر برمی‌گرداند، اما منشأ مشکل در وابستگی‌ای است که سرویس پرداخت فراخوانده است. برای رسیدن به علت، تیم باید ترتیب درخواست‌ها، زمان پاسخ و خطای هر بخش را در یک مسیر پیوسته ببیند.

توضیح Datadog دربارهٔ پیوند RUM و APM نشان می‌دهد چگونه می‌توان از خطای دیده‌شده برای کاربر به رهگیری درخواست پشتی و سپس لاگ‌ها و داده‌های مرتبط رسید. این مسیر برای تیمی ارزشمند است که حادثه را مرتب میان چند سرویس و وابستگی عملیاتی دنبال می‌کند. پیوند داده‌ها به ثبت شناسه‌ها و پوشش اجزای مربوط وابسته است؛ نمای واحد، بخشی را که اصلاً داده نمی‌فرستد آشکار نمی‌کند.

Sentry نیز می‌تواند خطای برنامه را به رهگیری درخواست و مسائل مرتبط وصل کند. اگر بررسی معمول تیم با یافتن نقطهٔ شکست به اصلاح کد می‌رسد، همین پوشش ممکن است کافی باشد. وقتی پاسخ به بررسی لاگ عملیاتی، وضعیت میزبان یا اثر مشکل بر سرویس‌های دیگر نیاز دارد، دامنهٔ Datadog اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. سنجهٔ معنادار در هر دو حالت، تعداد گام‌ها و داده‌های لازم میان هشدار و علت است، نه تعداد نماهای فهرست‌شده برای محصول.

عملیات زیرساخت: نخستین نشانه همیشه خطای کد نیست

برای تیم عملیات، آغاز حادثه ممکن است افزایش مصرف منابع، افت پاسخ‌گویی یک سرویس یا اختلال در مسیر ارتباطی باشد. در چنین وضعی، انتظار برای ثبت استثنا در برنامه تصویر کاملی از مسئله نمی‌دهد. Datadog وقتی انتخاب نزدیک‌تری است که کار روزانهٔ تیم پیوند دادن وضعیت میزبان‌ها و سرویس‌ها با رهگیری و لاگ برای تعیین گسترهٔ اثر حادثه باشد.

پوشش گسترده نیز به معنی دید خودکار به همهٔ بخش‌ها نیست. باید معلوم باشد کدام میزبان پایش می‌شود، کدام سرویس دادهٔ رهگیری می‌فرستد و کدام لاگ برای بررسی نگهداری می‌شود. این تمایز برای خرید مهم است: تیمی که بیشتر خطاهای کد را رفع می‌کند شاید از هزینهٔ پوشش عملیاتی وسیع بهرهٔ متناسب نگیرد، در حالی که تیم مسئول زیرساخت بدون همان داده‌ها ناچار است علت را در چند جای جداگانه جست‌وجو کند.

واحد صورتحساب چه چیزی را تغییر می‌دهد؟

در فهرست رسمی قیمت Datadog، نرخ ماهانه با پرداخت سالانه برای APM برابر ۳۱ دلار به‌ازای هر میزبان، برای APM Pro برابر ۳۵ دلار به‌ازای هر میزبان و برای Infrastructure Pro برابر ۱۵ دلار به‌ازای هر میزبان زیرساخت درج شده است؛ ورود لاگ و نمایه‌سازی آن نیز واحدهای محاسبهٔ جدا دارند. این رقم‌ها قیمت ردیف‌های مشخص‌اند، نه برآورد هزینهٔ کل یک استقرار. دامنهٔ محصولات فعال، حجم داده و شرایط قرارداد بر جمع صورتحساب اثر می‌گذارند.

در طرف دیگر، راهنمای رسمی Sentry برای برآورد قیمت می‌گوید برآورد طرح‌های خودخدمت‌رسان آنلاین در دسترس است و قیمت‌گذاری حجمی به گفت‌وگو با فروش نیاز دارد. برای تیمی که مقدار خطا، رهگیری یا بازپخش نشست آن در دوره‌های مختلف تغییر می‌کند، برآورد باید بر الگوی مصرف خودش تکیه کند. قیمت یک طرح به‌تنهایی نشان نمی‌دهد دادهٔ موردنیاز همان تیم چقدر هزینه خواهد داشت.

مقایسهٔ هزینه زمانی معنا دارد که پوشش یکسانی تعریف شود: میزبان‌های موردنیاز، خطاهای ارسالی، رهگیری درخواست، لاگ‌های قابل‌جست‌وجو و نشست‌های کاربر. سپس می‌توان دید هر گزینه کدام بخش را پوشش می‌دهد و هزینهٔ بخش‌های باقی‌مانده از کجا می‌آید. مقایسهٔ صرف نرخ هر میزبان با قیمت یک طرح خطامحور، دو خرید با واحدهای متفاوت را معادل فرض می‌کند.

چه زمانی استفادهٔ هم‌زمان معنا دارد؟

استفاده از هر دو ابزار زمانی توجیه دارد که دو مسیر بررسی واقعاً جدا باشند: توسعه‌دهنده خطای وابسته به کد و انتشار را در Sentry پیگیری کند و تیم عملیات رابطهٔ همان نشانه با سرویس‌ها، لاگ‌ها و میزبان‌ها را در Datadog ببیند. این چیدمان ممکن است زمان جابه‌جایی میان داده‌های نامرتبط را کم کند، اما ارسال یک داده به هر دو سرویس می‌تواند هزینه و کار نگهداری را افزایش دهد.

مرز عملی انتخاب از محل درد تیم به دست می‌آید. برای فرانت‌اند، پیوند خطا به رفتار کاربر و انتشار تعیین‌کننده است؛ برای بک‌اند چندسرویسی، پیوستگی رهگیری تا نقطهٔ شکست؛ و برای عملیات، زمینهٔ میزبان و وابستگی‌های زیرساخت. اگر نیازهای آخر و اول هم‌زمان و پررنگ‌اند، باید هزینهٔ دو مسیر مکمل را با پوشش واقعی آن‌ها سنجید.

بیشتر بخوانید:

اشتراک‌گذاری:

عضویت در خبرنامه

تازه‌ترین اخبار Web3، هوش مصنوعی و رمزارز را مستقیم در صندوق ایمیل خود دریافت کنید.

0