AI وقت آزاد ساخت، اما ۵۸٪ ظرفیت آن را صرف کار دوم می‌کنند

|نویسنده: تیم تحریریه QUASA|5 دقیقه مطالعه| 1
AI وقت آزاد ساخت، اما ۵۸٪ ظرفیت آن را صرف کار دوم می‌کنند

Owl Labs در گزارش ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ از پیمایش ۲۰۰۰ کارمند تمام‌وقت دانشی در آمریکا خبر داد: ۶۱٪ گفته‌اند هوش مصنوعی در روز کاری برای امور شخصی وقت باز کرده، ۵۸٪ از ظرفیت انجام کار پولی اضافه سخن گفته‌اند و ۶۲٪ افزایش انتظار برای میزان کار روزانه را حس کرده‌اند. این پاسخ‌ها یک پرسش مشترک را پیش می‌کشند: وقتی انجام وظیفه سریع‌تر می‌شود، ساعت به‌دست‌آمده در اختیار کارمند می‌ماند یا به تقاضای تازه برای کار تبدیل می‌شود؟

در جدول کارهای جانبی گزارش آمریکا، ۲۸٪ گفته‌اند واقعاً کار دیگری دارند؛ ۲۰٪ یک کار اضافه و ۸٪ بیش از یک کار اضافه. بنابراین اظهار توانایی برای قبول کار پولی بیشتر را نمی‌توان به شمار کسانی تبدیل کرد که شغل دوم گرفته‌اند، یا نتیجه گرفت همان افراد وقت آزادشده را صرف آن کرده‌اند. ظرفیت فنی، زمان قابل‌اختیار و اشتغال واقعی سه وضعیت متفاوت‌اند.

فاصله ظرفیت و کار دوم از کجا می‌آید؟

پاسخ به سؤال ظرفیت، درباره امکان است؛ پاسخ به سؤال کار جانبی، درباره رفتاری است که رخ داده است. کارمندی ممکن است با هوش مصنوعی پیش‌نویس یا خلاصه‌ای را زودتر تمام کند، ولی تا وقتی جلسه، بازبینی و موعد تحویل بعدی در تقویم او باقی است، آن فاصله به یک بازه پیوسته برای پروژه پولی دیگر تبدیل نشود. حتی اگر چنین بازه‌ای پیدا شود، قرارداد شغل اصلی می‌تواند درباره ساعت تعهد، تعارض منافع یا کار برای رقیب محدودیت داشته باشد.

پیمایش از احساس و رفتار گزارش‌شده توسط پاسخ‌دهندگان تصویر می‌دهد، اما برای هر فرد مقدار ساعت صرفه‌جویی‌شده، درآمد حاصل از کار اضافه یا پیوند میان پاسخ‌های مربوط به هوش مصنوعی و اشتغال جانبی را نشان نمی‌دهد. از همین رو نمی‌توان گفت کسانی که از ظرفیت بیشتر حرف زده‌اند، همان گروهی هستند که اکنون کار دوم دارند. این فاصله برای دورکاران مهم است، چون انجام سریع‌تر یک وظیفه فقط یکی از شرط‌های پذیرفتن تعهد کاری تازه است.

سه مصرف ممکن برای وقت آزادشده

اولین مسیر، امور شخصی یا استراحت در روز کاری است. کوتاه شدن یک وظیفه می‌تواند اجازه دهد فرد در ساعت اداری به کار خانوادگی برسد یا وقفه‌ای برای بازیابی تمرکز بگیرد. اما «وقت آزاد در روز کاری» الزاماً برابر با کاهش مجموع ساعات کار نیست: اگر کار باقی‌مانده به عصر یا پایان هفته منتقل شود، آزادی زمان‌بندی بیشتر شده است، نه لزوماً فراغت واقعی. برای کسی که از خانه کار می‌کند، این تفاوت می‌تواند در ظاهر دیده نشود، چون رفت‌وآمدی مرز شروع و پایان کار را مشخص نمی‌کند.

مسیر دوم، تولید خروجی بیشتر برای همان شغل است. کارفرما ممکن است پس از کوتاه شدن زمان یک وظیفه، وظایف بیشتری در همان روز بگنجاند یا زمان تحویل را جلو بیاورد. پاسخ‌های مربوط به افزایش انتظار روزانه از فشار ادراک‌شده کارکنان خبر می‌دهد؛ اندازه‌گیری مستقلی از دستور هر مدیر یا تغییر واقعی حجم کار نیست. به این ترتیب، بهره‌وری می‌تواند بالا برود بی‌آنکه تمام صرفه‌جویی زمانی به کارمند برسد. مسئله این است که چه کسی درباره استفاده از آن فاصله تصمیم می‌گیرد و آیا امکان استراحت در برنامه کار حفظ می‌شود.

مسیر سوم، درآمد جانبی است. برای نمونه‌ای فرضی، مترجمی که بخشی از کار اداری شغل اصلی‌اش را سریع‌تر انجام می‌دهد شاید بتواند سفارش مستقلی بپذیرد؛ اما موعدهای هم‌زمان و وظیفه پاسخ‌گویی در شغل اصلی می‌تواند این امکان را محدود کند. حتی وقتی ساعت کافی وجود دارد، توان انجام کار دوم با اجازه قراردادی انجام آن یکی نیست. جمع شدن تعهدهای تازه نیز می‌تواند فرصتی را که برای استراحت پدید آمده بود از بین ببرد.

یکشنبه چگونه به روز کاری تبدیل می‌شود؟

تغییر مرز هفته کاری در داده‌های یکشنبه آشکارتر است: در گفت‌وگوی Fortune با فرانک وایشهاوپ، مدیرعامل Owl Labs پرسید «is Saturday your only day off?»؛ ۷۴٪ پاسخ‌دهندگان گفته‌اند در یکشنبه معمولی نوعی کار می‌کنند و ۲۱٪ از روز کاری کامل یا تقریباً کامل سخن گفته‌اند. این ارقام نوع کار یکشنبه را تفکیک نمی‌کنند؛ از آن‌ها نمی‌توان فهمید ساعت‌ها صرف شغل اصلی شده یا کار جانبی. نگاه صرف به روزهای تقویم، تفاوت جابه‌جایی کار با اضافه شدن کار را نیز پنهان می‌کند.

اگر جابه‌جایی کار به یکشنبه به مجموع ساعت‌ها اضافه نشود، می‌توان آن را شکلی از انعطاف زمانی دانست. کسی که سه‌شنبه به کار شخصی می‌رسد و بخشی از وظیفه‌اش را یکشنبه انجام می‌دهد، تجربه‌ای متفاوت از کسی دارد که همان هفته کامل را کار می‌کند و یکشنبه نیز موظف به پاسخ‌گویی است. در حالت دوم، زمان آزادشده در میانه هفته ممکن است پوششی برای افزایش بی‌صدای ساعات کار شود. پاسخ‌های پیمایش اندازه این دو گروه را جدا نمی‌کنند.

وقتی کارها هم‌زمان می‌شوند، مرز داده‌ها هم اهمیت دارد

کار جانبی برای دورکار فقط مسئله تقسیم ساعت نیست. اگر کارمند برای دو مجموعه مختلف کار کند، فایل مشتریان، اطلاعات داخلی و خروجی ابزارهای هوش مصنوعی هرکدام به تعهد محرمانگی جداگانه‌ای مربوط می‌شوند. وارد کردن محتوای شغل اصلی به ابزار تأییدنشده یا فضای کاری پروژه دوم می‌تواند دسترسی اشخاص دیگر را ممکن کند؛ این خطر حتی وقتی استفاده از ابزار باعث سرعت بیشتر شده باشد باقی می‌ماند. استفاده از ابزارهای تأییدنشده در پاسخ‌های پژوهش ثبت شده، اما ثبت این رفتار به معنای وقوع افشای داده نزد پاسخ‌دهندگان نیست.

هم‌پوشانی موعدها نیز می‌تواند تعارضی بسازد که در یک تقویم منعطف به‌آسانی دیده نمی‌شود. اگر دو کارفرما در ساعت‌های مشابه انتظار حضور، پاسخ فوری یا تحویل داشته باشند، بازه‌ای که فرد برای کار پولی دیگر «قابل استفاده» می‌دانست ممکن است در عمل از پیش تعهد شده باشد. نوع قرارداد و قواعد محرمانگی در محل‌های کار و کشورها متفاوت است؛ یافته‌های مربوط به کارکنان آمریکا تعیین نمی‌کند چه کاری برای شاغلان ایران، افغانستان یا جامعه فارسی‌زبان خارج از کشور مجاز است. افزایش سرعت انجام وظیفه تنها وقتی به اختیار واقعی دورکار تبدیل می‌شود که آن زمان پس از تعهدهای شغل اصلی و حفاظت از داده‌های هر کار، همچنان در دسترس او بماند.

بیشتر بخوانید:

اشتراک‌گذاری:

عضویت در خبرنامه

تازه‌ترین اخبار Web3، هوش مصنوعی و رمزارز را مستقیم در صندوق ایمیل خود دریافت کنید.

0