
USV صندوقهای ۹۰۰ میلیوندلاری ساخت؛ سرمایه میان دو سبد تقسیم شد

یونیون اسکوئر ونچرز (USV) در بیانیه ۸ اکتبر ۲۰۲۶ خود جذب ۹۰۰ میلیون دلار در صندوقهای تازه را اعلام کرد. این سرمایه برای شرکتهایی در بازارهای بزرگ و در حال دگرگونی در نظر گرفته شده و تزهای اعلامشده آن کاربردهای هوش مصنوعی، Data at the Edge، رابطه کاربران با سامانههای هوشمند و انرژی را در بر میگیرد.
به گزارش دیلروم درباره ساختار دو صندوق، ۵۰۰ میلیون دلار به Core برای معاملات مراحل اولیه و ۴۰۰ میلیون دلار به Opportunity اختصاص یافته است؛ این بزرگترین چرخه جذب سرمایه در تاریخ سرمایهگذار مستقر در نیویورک است. این تقسیم، تفاوت میان ورود به یک شرکت جوان و تأمین مالی آن پس از پیشرفت را در ساختار سرمایه تازه نشان میدهد.
Core برای ورود زودهنگام، Opportunity برای رشد بعدی
Core محل تصمیمهای اولیه USV درباره شرکتهایی است که هنوز در آغاز مسیر رشد قرار دارند. Opportunity برای سرمایهگذاری در مراحل بالاتر و ادامه حمایت از شرکتهای موجود در سبد به کار میرود. از این ساختار نمیتوان نتیجه گرفت که هر شرکت دریافتکننده سرمایه اولیه، در دور بعد نیز حتماً از صندوق دوم سرمایه خواهد گرفت؛ هر دور نیازمند تصمیم تازه درباره شرکت و شرایط معامله است.
در گفتوگوی Sourcery با شرکای USV، ربکا کیدن اندازه احتمالی چکهای سری A را ۱۰ تا ۳۰ میلیون دلار توصیف کرد و مایکل مینیانو گفت: «We don’t raise funds as vanity metrics». این بازه اندازه سرمایهگذاری مورد انتظار در یک معامله را روشن میکند، نه اندازه کل دور تأمین مالی شرکت را؛ USV میتواند فقط بخشی از یک دور بزرگتر را تقبل کند.
بزرگتر شدن Core به معنای تغییر مأموریت آن به سرمایهگذاری دیرهنگام نیست. در راهبرد تازه، سرمایه بیشتر ظرفیت رهبری دورهای بزرگتر و همراهی طولانیتر با شرکتهای برگزیده را میسازد، در حالی که شمار سرمایهگذاریها قرار است تقریباً در همان سطح چرخههای پیشین بماند. بنابراین تغییر اصلی برای بنیانگذاران واجد شرایط، امکان جذب چک بزرگتر در مرحله ورود است، نه وعده افزایش گسترده شمار شرکتهای پذیرفتهشده در سبد.
هوش مصنوعی؛ سرمایه برای تغییر شکل بازار
تز مربوط به کاربردهای هوش مصنوعی بر محصولی متمرکز است که شکل ارائه یک خدمت و رابطه مشتری با بازار را عوض کند. در این چارچوب، صرف افزودن یک قابلیت خودکار به محصول جاافتاده، همان ادعای دگرگونی بازار نیست. تمایز برای صندوق اولیه مهم است: سرمایه میتواند به تیمی برسد که هنوز مقیاس بزرگی ندارد، اما محصولش از ابتدا بر شیوه تازه انجام کار یا دریافت خدمت بنا شده است.
این نگاه توضیح میدهد چرا آسانتر شدن ساخت نمونه اولیه، نیاز سرمایهای شرکتهای منتخب را الزاماً کم نمیکند. رقابت برای تیمها و محصولاتی که توان تغییر یک بازار را دارند، میتواند دورهای تأمین مالی را بزرگتر و ورود سرمایهگذار را گرانتر کند. صندوق Core در چنین بازاری قدرت مشارکت بیشتری دارد، بیآنکه هر ایده مبتنی بر هوش مصنوعی را واجد همان ظرفیت بداند. کیفیت محصول، تیم و منطق کسبوکار همچنان در انتخاب شرکت نقش دارند.
Data at the Edge؛ داده از محیط فیزیکی وارد تز شد

در محور Data at the Edge، موضوع دادهای است که در فعالیتهای آفلاین یا محیط فیزیکی تولید میشود و پیشتر بهسختی در دسترس یا قابل استفاده بوده است. هوش فیزیکی و هوش مصنوعی میتوانند ثبت و تفسیر چنین دادهای را ممکن کنند. رباتیک، تولید، شبکههای حسگر و کسبوکارهایی که از فضای آنلاین به عملیات آفلاین گسترش مییابند، در دامنه این تز قرار میگیرند.
پیوند این محور با ساختار صندوقها در نیاز سرمایهای شرکتها دیده میشود. شرکتی که برای جمعآوری داده باید حسگر نصب کند، تجهیزات بسازد یا فعالیتش را در محیط واقعی گسترش دهد، با هزینههایی متفاوت از یک محصول صرفاً نرمافزاری روبهرو است. Core میتواند ورود اولیه به چنین شرکتی را تأمین کند و Opportunity، اگر شرکت رشد کند و سرمایهگذاری بعدی توجیه داشته باشد، ابزار همراهی در مرحله بالاتر باشد. این تقسیم بر اساس مرحله و نیاز شرکت است؛ سهمی ثابت برای رباتیک یا تولید اعلام نشده است.
اعتماد به هوش مصنوعی و بازگشت انرژی به Core

تز موسوم به The Rebel Alliance به خواست همزمان مصرفکنندگان و شرکتها برای هوش قدرتمندتر و همسویی بیشتر منافع مربوط است. اعتماد، امنیت، حافظه و هزینه در این رابطه تعیینکنندهاند. برای یک شرکت نوپا، مسئله تنها کیفیت پاسخ سامانه نیست؛ باید روشن باشد چه کسی رابطه با کاربر را در اختیار دارد، هزینه استفاده چگونه تحمل میشود و چرا کاربر به محصول اعتماد میکند.
نام صندوقها سهم شرکتهای فعال در این حوزه را مشخص نمیکند. یک کسبوکار نوپا با مسئله اعتماد یا امنیت، بر اساس مرحله رشدش به Core نزدیکتر است؛ سرمایهگذاری بعدی، در صورت تصمیم مثبت، میتواند در قلمرو Opportunity قرار بگیرد. مرز میان دو سبد مرحله شرکت است، نه فهرست موضوعات فناوری.
انرژی جایگاه مشخصتری در این تقسیم دارد: تز سرمایهگذاری انرژی که پیشتر از مسیر صندوق اختصاصی دنبال میشد، به Core منتقل میشود. این تغییر به صندوق اولیه اجازه میدهد در کنار نرمافزار و داده، به شرکتهای انرژی نیز وارد شود. چنین شرکتهایی ممکن است برای ساخت و گسترش فعالیت خود به سرمایه بیشتری نیاز داشته باشند؛ وجود Opportunity امکان بررسی سرمایهگذاری بعدی را فراهم میکند، اما تعهدی برای تأمین مالی همه شرکتهای انرژی ایجاد نمیکند.
پیامد عملی این ساختار با معاملات صندوقهای تازه روشنتر میشود: ورود اولیه از Core و سرمایهگذاریهای رشد از Opportunity قابل تشخیص خواهند بود. برای شرکتهای حوزه داده فیزیکی یا انرژی، نخستین معاملات همچنین نشان میدهند USV چگونه نیاز سرمایهای بالاتر این کسبوکارها را با تصمیمهای مرحلهای خود پیوند میزند. فعلاً نام هیچ محور سرمایهگذاری به معنای سهم تضمینشده از هر دو صندوق نیست.
بیشتر بخوانید:
مقالات مرتبط


Gallatin پنجاه میلیون دلار گرفت؛ لجستیک نظامی هنوز با قلم میچرخد

Schneider برای PTC بیستودو میلیارد دلار میپردازد؛ حق بیمه ۴۲٪ است

Trebellar هجده میلیون دلار گرفت؛ اجارهنامهها خوراک عاملهای AI شدند

اتحادیهٔ اروپا به دیتاسنترها برچسب میزند؛ نخستین رتبهها در ۲۰۲۷

نوبیتکس یا والکس؛ کارمزد پایه تمام هزینهٔ معامله نیست
عضویت در خبرنامه
تازهترین اخبار Web3، هوش مصنوعی و رمزارز را مستقیم در صندوق ایمیل خود دریافت کنید.