کمبود مهارت فروکش نکرد؛ متخصصان ICT و سلامت همچنان کمیاب‌اند

|نویسنده: تیم تحریریه QUASA|6 دقیقه مطالعه
کمبود مهارت فروکش نکرد؛ متخصصان ICT و سلامت همچنان کمیاب‌اند

گزارش ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ OECD دربارهٔ ۳۸ کشور نشان می‌دهد فشار کلی بازار کار از اوج پس از همه‌گیری پایین آمده، اما کمبود متخصصان فناوری اطلاعات و ارتباطات یا ICT، سلامت و آموزش پایدار مانده است. شاخص این گزارش دشواری نسبی جذب نیرو را در هر کشور می‌سنجد؛ بنابراین نتیجهٔ آن شمار مشخصی از فرصت‌های شغلی خالی نیست.

برای جویندگان کار فارسی‌زبان، پاسخ کوتاه این است: مهارت‌های پایه و اجتماعیِ قابل‌انتقال ارزش پیگیری دارند، اما ورود به حرفه‌های دارای کمبود همچنان به دانش تخصصی و شرایط احراز همان شغل وابسته است. داده‌های کشورهای بررسی‌شده را نمی‌توان به بازار کار ایران و افغانستان تعمیم داد. برای مهاجران نیز کشور مقصد و شاخهٔ دقیق شغلی از میانگین بین‌المللی مهم‌تر است.

کمبود در کدام حرفه‌ها ماندگار است؟

انجام کار تخصصی در محیط درمانی در کنار بخش اداری؛ نمونه‌ای از تفاوت فشار بازار کار میان حرفه‌های سلامت و کارهای تکراری

فشار کمبود در ICT به سطح متخصصان مربوط است. گسترش فعالیت‌های دیجیتال و هوش مصنوعی از توضیح‌های احتمالی تقاضا در این حوزه‌اند، اما عنوان کلی «فناوری» وضعیت همهٔ نقش‌ها را یکسان نشان نمی‌دهد. تجربه و دانش پیشرفته می‌تواند در یک نقش تعیین‌کننده باشد، در حالی که شرایط ورود به نقش دیگر متفاوت است؛ پوشش Work’n Women از یافته‌ها نیز بر تفاوت وضعیت فناوری میان کشورها تأکید می‌کند.

در سلامت، کمبود متخصصان و نیروهای حرفه‌ایِ همراهِ خدمات درمانی با افزایش نیاز به مراقبت در جمعیت‌های سالمند پیوند دارد. شرایط دشوار کار و مشکل حفظ کارکنان نیز فشار را بیشتر می‌کند. از همین رو، افزایش ظرفیت آموزش فقط بخشی از پاسخ است: مسیر ورود به حرفه و امکان ماندن نیرو در آن نیز بر عرضهٔ واقعی کارکنان اثر می‌گذارد.

آموزش سومین خانوادهٔ شغلی با کمبود پایدار است. کاهش جمعیت دانش‌آموزی ممکن است نیاز به برخی معلمان مدرسه را در بعضی کشورها کم کند، اما گسترش یادگیری بزرگسالان و بازآموزی می‌تواند تقاضا برای نیروی دارای توان تدریس را حفظ کند. متخصصان علوم و مهندسی نیز در میان حرفه‌های دارای فشار کمبود دیده می‌شوند؛ شدت این فشار به کشور و رشتهٔ مشخص بستگی دارد.

در سوی دیگر، مازاد نیرو بیشتر در مشاغل کم‌مهارت و تکراری، از جمله برخی کارهای پشتیبانی دفتری، دیده می‌شود. این الگوی کلی دربارهٔ تک‌تک کشورها حکم نمی‌دهد: حتی یک گروه شغلی که در میانگین مازاد دارد، ممکن است در کشوری مشخص با کمبود روبه‌رو باشد. همین تفاوت است که انتخاب مسیر آموزشی را به شغل و محل کار مورد نظر گره می‌زند.

شاخص کمبود چه چیزی را اندازه می‌گیرد؟

آموزش عملی و کار حرفه‌ای در یک مرکز سلامت؛ نمود عینی فشار نسبی برای جذب نیروی دارای مهارت

این شاخص تعداد خام آگهی‌ها را به جای کمبود نیرو نمی‌گذارد. رشد اشتغال، دستمزد، ساعات کار و آگهی‌های آنلاین را کنار هم قرار می‌دهد و فشار جذب نیرو در هر شغل را نسبت به دیگر شغل‌های همان کشور می‌سنجد. سپس وضعیت شغل‌ها به نیازهای دانشی، توانایی‌ها و مهارت‌های مرتبط با آنها پیوند داده می‌شود. بنابراین ممکن است یک حرفه در مضیقه باشد، بی‌آنکه هر مهارت مرتبط با آن در شاخص کلی کمبود نشان دهد.

این تمایز در ICT روشن است: کمبود متخصصان این حوزه با برآورد نزدیک به تعادل برای مهارت‌های نرم‌افزاریِ بسیار خاص هم‌زمان دیده می‌شود. علت احتمالی آن روش تجمیع است؛ مهارتی که در شمار محدودی از حرفه‌ها اهمیت زیادی دارد، هنگام محاسبه در سطح همهٔ شغل‌ها ممکن است کم‌فشارتر به نظر برسد. در مقابل، گوش‌دادن فعال، درک مطلب، تفکر انتقادی و مهارت‌های اجتماعی چون هماهنگی و آموزش‌دادن در حرفه‌های بیشتری کاربرد دارند و فشار کمبود آنها گسترده‌تر است.

داشبورد Skills for Jobs OECD امکان دیدن عدم‌تعادل شغلی، صنعتی و مهارتی به تفکیک کشور و مقایسهٔ کشورها را فراهم می‌کند. مقایسهٔ یک حرفه در کشور مقصد با نتیجهٔ کلی گزارش فرق دارد: شاخص، فشار نسبی استخدام را نشان می‌دهد و دربارهٔ شرایط کارفرمای معین، اعتبار مدرک یا امکان دریافت مجوز حرفه‌ای داوری نمی‌کند.

ماتریس بازآموزی برای فارسی‌زبانان

مدرس در کلاس آموزش بزرگسالان مهارتی را آموزش می‌دهد؛ مسیری که توان تدریس را به بازآموزی شغلی پیوند می‌زند

یافته‌ها به یک مسیر آموزشی واحد برای همه نمی‌رسند. مهارت قابل‌انتقال می‌تواند ورود به یادگیری حرفهٔ تازه را آسان‌تر کند، ولی جای دانش و صلاحیت لازم برای انجام آن حرفه را نمی‌گیرد. ماتریس زیر خانوادهٔ شغلی، نوع کمبود، مهارت مشترک و مسیر یادگیری را کنار محدودیت جغرافیایی نتیجه می‌گذارد؛ مسیرها تفسیر آموزشی‌اند، نه پیش‌بینی استخدام.

  • ICT: کمبود به نیروی متخصصِ متناسب با نقش مربوط است. تفکر انتقادی، درک دقیق مسئله و هماهنگی با دیگران مهارت‌های قابل‌انتقال‌اند. مسیر یادگیری از مبانی رایانه و انتخاب یک شاخهٔ مشخص می‌گذرد و با تمرین و آموزش تخصصی در همان شاخه ادامه می‌یابد. وضعیت استخدامِ برنامه‌نویس، پشتیبان فنی یا متخصص پیشرفته را باید در بازار مقصد جداگانه سنجید.
  • سلامت: کمبود متخصصان و نیروهای حرفه‌ای همراه، هم به رشد تقاضا و هم به دشواری جذب و نگهداشت مربوط است. گوش‌دادن فعال، ارتباط روشن و ثبت دقیق اطلاعات میان نقش‌ها انتقال‌پذیرند. آموزش حرفه‌ای و تجربهٔ عملی برای ورود ضروری‌اند و در بسیاری از مقصدها تأیید صلاحیت نیز لازم است؛ دورهٔ کوتاه جای مدرک یا مجوز شغل درمانی را نمی‌گیرد.
  • آموزش: کمبود نیروی دارای توان تدریس در کنار تغییر تقاضا برای آموزش مدرسه‌ای و بزرگسالان دیده می‌شود. توضیح مفهوم، سنجش فهم مخاطب و سازگار کردن روش تدریس مهارت‌های قابل‌انتقال‌اند. تجربهٔ آموزش یک موضوع می‌تواند نقطهٔ آغاز باشد، اما تدریس رسمی و آموزش بزرگسالان شرایط ورود یکسانی ندارند و مقررات کشور مقصد تعیین‌کننده است.
  • علوم و مهندسی: کمبود در حرفه‌های تخصصی دیده می‌شود، نه در هر شغلی که این عنوان‌ها را دارد. تحلیل مسئله، کار با شواهد و همکاری با تخصص‌های دیگر قابل‌انتقال‌اند. بازآموزی زمانی معنا پیدا می‌کند که به شاخه، ابزار و استاندارد حرفه‌ای مشخص وصل شود؛ دادهٔ میانگین دربارهٔ فرصت‌های یک رشته در ایران یا افغانستان چیزی تعیین نمی‌کند.

برای فردی که از کار دفتری تکراری به تغییر مسیر فکر می‌کند، تفاوت میان «مهارت مشترک» و «صلاحیت شغلی» تعیین‌کننده است. تجربهٔ هماهنگی، ارتباط یا کار با اطلاعات ممکن است در حرفهٔ بعدی به کار آید، اما ورود به سلامت، آموزش یا یک نقش فنی به یادگیری وظایف تخصصی همان حرفه وابسته می‌ماند.

مرز این یافته‌ها برای بازارهای فارسی‌زبان

این داده‌ها بر بازارهای بررسی‌شده تکیه دارند و برآوردی از کمبود نیرو در ایران و افغانستان ارائه نمی‌کنند. برای کسی که در این کشورها کار می‌کند، ارزش یافته‌ها بیشتر در شناخت ترکیب مهارت‌های عمومی و تخصصی است. برای مهاجر فارسی‌زبان، کشور مقصد واحد مناسب‌تری برای مقایسه است؛ به‌ویژه در سلامت و آموزش که زبان حرفه‌ای، اعتبار مدرک و مقررات ورود می‌توانند مسیر را تغییر دهند.

پیامد انتشار داده‌های تازه برای انتخاب دوره روشن است: نام یک حرفهٔ دارای کمبود به‌تنهایی دلیل کافی برای ثبت‌نام نیست. ارزش دوره به مهارتی بستگی دارد که آموزش می‌دهد، نقشی که آن مهارت در آن به کار می‌رود و امکان ورود به همان نقش در بازار مقصد.

بیشتر بخوانید:

اشتراک‌گذاری:

عضویت در خبرنامه

تازه‌ترین اخبار Web3، هوش مصنوعی و رمزارز را مستقیم در صندوق ایمیل خود دریافت کنید.

0